فهرست محتوا
زنجیره ارزش پورتر یک لنز مدیریتی است، نه یک نمودار تزئینی. این مدل میگوید ارزش در سازمان بهصورت اتفاقی خلق نمیشود، بلکه حاصل کنار هم نشستن فعالیتهایی است که هر کدام یا به افزایش ارزش برای مشتری کمک میکنند یا فقط هزینه تولید میکنند.
پورتر سازمان را به مجموعهای از فعالیتهای بههمپیوسته نگاه میکند که از تأمین ورودیها شروع میشود و تا خدمات پس از فروش ادامه دارد.
پیام پنهان مدل این است که مزیت رقابتی نه در شعار، نه در برند، بلکه در جزئیات اجرای همین فعالیتها پنهان شده است. جایی که سازمانها فکر میکنند همه چیز استاندارد است، دقیقاً همانجاست که تفاوت ساخته میشود.
زنجیره ارزش پورتر به چه معناست؟
زنجیره ارزش پورتر یک چارچوب تحلیلی نظاممند در مدیریت استراتژیک است که هدف آن شناسایی و تحلیل مجموعه فعالیتهای سازمان است که به خلق ارزش اقتصادی برای مشتری و ایجاد مزیت رقابتی منجر میشوند.
این چارچوب فعالیتها را به دو لایه اصلی تقسیم میکند: فعالیتهای اصلی، که مستقیماً در تولید، تحویل و پشتیبانی محصول یا خدمت نقش دارند و فعالیتهای پشتیبان، که شامل زیرساخت سازمانی، مدیریت منابع انسانی، فناوری و تدارکات میشوند و با تقویت و هماهنگی فعالیتهای اصلی، کارایی و اثربخشی زنجیره ارزش را افزایش میدهند.
با تحلیل دقیق جریان ارزش و تعیین نقاط کلیدی خلق ارزش، سازمان قادر میشود هزینهها را کاهش دهد، تمایز ایجاد کند و فرصتهای استراتژیک برای بهبود عملکرد و مزیت رقابتی پایدار را شناسایی کند.
اولین فردی که زنجیره ارزش را معرفی کرد، مایکل ای. پورتر (Michael E. Porter) استاد کسب و کار در دانشگاه هاروارد بود که در کتابش به نام « مزیت رقابتی: ایجاد و ثبات عملکرد برتر » زنجیره ارزش را مورد بحث قرار داد.
زنجیره ارزش پورتر ( Porter’s Value Chain) مدلی ست برای ارزیابی، تعیین و طبقه بندی حوزههای کسب و کار در سازمانهای مختلف. نتیجه ی این طبقهبندی در تحلیل دقیقتر ارتباط میان بخشهای مختلف سازمان کاربرد دارد، تا درنهایت بیشترین سود ممکن به تمام افراد و بخش های زنجیره برسد. البته منظور از “ارزش” تنها ارزش های مالی نیست.
تحلیل و بررسی کسب و کار با استفاده از مدل زنجیره ارزش باعث می شود نگاهی کلی و یکپارچه از سازمان به دست آورید. به علاوه، می توانید منابع را با هدف بهبود یا کسب مزیت های رقابتی ارزیابی کنید.
چرا مدل زنجیره ارزش پورتر همچنان کاربردی است؟
دلیل ماندگاری این مدل سادگی ظاهری و عمق پنهان آن است. تکنولوژی تغییر کرده، بازارها دیجیتال شدهاند، اما اصل رقابت عوض نشده است: چه کسی ارزش بیشتری با هزینه کمتر یا ارزش متفاوتتری برای مشتری میسازد؟
زنجیره ارزش با ترندها پیر نمیشود، چون روی منطق اقتصادی رقابت ایستاده است، نه ابزارهای مقطعی. این مدل به مدیر یاد میدهد به جای تقلید از رقبا، منطق خلق ارزش آنها را کالبدشکافی کند. همین نگاه است که در هر دورهای زنده میماند.
تفاوت زنجیره ارزش با ساختار سازمانی
ساختار سازمانی میگوید چه کسی به چه کسی گزارش میدهد، اما زنجیره ارزش میگوید ارزش چگونه خلق میشود.
ساختار، زبان قدرت و کنترل است؛ زنجیره ارزش، زبان نتیجه و اثر. در بسیاری از سازمانها، ساختار رسمی کاملاً مرتب و شستهرفته است، اما ارزش واقعی در مسیرهایی جریان دارد که در چارت دیده نمیشوند.
زنجیره ارزش به جای تمرکز بر واحدها و عناوین شغلی، بر جریان فعالیتها تمرکز دارد. این تفاوت کوچک نیست؛ یکی سازمان را اداره میکند، دیگری سازمان را رقابتی میکند.
تفاوت زنجیره ارزش با فرآیندها و چارت سازمانی
فرآیندها توضیح میدهند کار چگونه انجام میشود، اما زنجیره ارزش میپرسد آیا این کار اصلاً ارزشمند است یا نه. ممکن است یک فرآیند کاملاً بهینه، سریع و مستند باشد، اما هیچ مزیتی برای مشتری نسازد.
چارت سازمانی مسیر گزارشدهی را نشان میدهد، فرآیند مسیر انجام کار را، و زنجیره ارزش مسیر خلق مزیت را. زنجیره ارزش بالاتر از فرآیند میایستد و قضاوت میکند کدام فرآیند باید تقویت شود، کدام حذف شود و کدام میتواند منبع تمایز باشد. این همان جایی است که نگاه عملیاتی به نگاه استراتژیک تبدیل میشود.
جایگاه زنجیره ارزش پورتر در مدیریت استراتژیک
در مدیریت استراتژیک، زنجیره ارزش نقش پل را بازی میکند؛ پلی بین تحلیلهای کلان و تصمیمهای اجرایی. استراتژی بدون درک زنجیره ارزش به بیانیه تبدیل میشود، نه به مزیت. این مدل کمک میکند انتخابهای استراتژیک به زبان فعالیتها ترجمه شوند.
وقتی میگوییم تمایز، کاهش هزینه یا تمرکز، زنجیره ارزش مشخص میکند این انتخاب دقیقاً در کدام فعالیت باید پیاده شود. بدون این مدل، استراتژی در سطح حرف میماند؛ با آن، وارد زمین بازی میشود.
پاسخ به نقدهای وارد بر مدل پورتر
بیشتر نقدهایی که به زنجیره ارزش وارد میشود، نه از ضعف مدل، بلکه از استفاده سطحی آن ناشی میشود. گفته میشود مدل خطی است، در حالی که پورتر هرگز ادعا نکرده فعالیتها مستقل یا ایستا هستند.
گفته میشود برای اقتصاد دیجیتال قدیمی است، در حالی که بسیاری از مزیتهای دیجیتال دقیقاً از بازطراحی همین فعالیتها بهوجود آمدهاند.
زنجیره ارزش قرار نیست نسخه نهایی بدهد؛ قرار است چارچوب فکر کردن بدهد. مدلی که درست فهمیده شود، محدود نمیکند، بلکه زاویه دید مدیر را تیزتر میکند.
اجزای زنجیره ارزش پورتر و جریان ارزش
زنجیره ارزش پورتر نشان میدهد که چگونه سازمانها فعالیتها را به هم متصل میکنند تا ارزش واقعی برای مشتری خلق شود. مدل از دو لایه اصلی تشکیل شده است:
فعالیتهای اصلی که مستقیماً با خلق ارزش مرتبط هستند و فعالیتهای پشتیبان(حمایتی) که اجرای فعالیتهای اصلی را ممکن میکنند.
همه اجزا به هم وابستهاند و عملکرد هر بخش روی بخشهای بعدی تاثیر مستقیم دارد. در ادامه، فعالیتهای اصلی و پشتیبان به تفکیک توضیح داده شدهاند و جریان ارتباط آنها مشخص میشود.
فعالیتهای اصلی در زنجیره ارزش پورتر
فعالیتهای اصلی همان کارهایی هستند که محصول یا خدمت را شکل میدهند و مستقیماً با تجربه مشتری در ارتباطاند. این فعالیتها از لجستیک ورودی آغاز میشوند و تا خدمات پس از فروش ادامه پیدا میکنند.
1- لجستیک ورودی
لجستیک ورودی شامل دریافت، نگهداری و مدیریت منابع و مواد اولیه است. تصمیمگیری در مورد تأمینکننده، زمانبندی تحویل و سطح موجودی، روی کیفیت و هزینه کل زنجیره اثر میگذارد. اجرای دقیق لجستیک ورودی باعث میشود عملیات با منابع کافی و به موقع پیش رود و از مشکلات تأخیر یا کمبود جلوگیری شود.
2- عملیات
عملیات شامل تبدیل ورودیها به محصول یا خدمت نهایی است. این بخش کیفیت و کارایی سازمان را مشخص میکند. اجرای دقیق عملیات باعث کاهش ضایعات، افزایش بهرهوری و تولید محصول با کیفیت میشود که آماده رساندن به مشتری است.
3- لجستیک خروجی
لجستیک خروجی مسئول تحویل محصول یا خدمت به مشتری است. سرعت، دقت و زمانبندی تحویل مستقیماً روی رضایت مشتری تأثیر میگذارد. مدیریت دقیق لجستیک خروجی تضمین میکند محصول بدون مشکل به دست مشتری برسد و تجربه خرید مثبت شکل گیرد.
4- بازاریابی و فروش
بازاریابی و فروش ارزش محصول را به مشتری معرفی و انتقال میدهند و فرآیند خرید را تسهیل میکنند. اطلاعات بازاریابی و بازخورد فروش همچنین به بخشهای قبل منتقل میشوند و امکان بهبود لجستیک، عملیات و طراحی محصول را فراهم میکنند.
5- خدمات پس از فروش
خدمات پس از فروش تضمین میکند مشتری بعد از خرید هم پشتیبانی لازم را دریافت کند. این بخش به حفظ مشتری، افزایش وفاداری و جمعآوری بازخورد برای اصلاح فعالیتهای قبلی کمک میکند. خدمات پس از فروش نقش مهمی در حفظ مزیت رقابتی دارد.
فعالیتهای پشتیبان در زنجیره ارزش پورتر
فعالیتهای پشتیبان وظیفه فراهم کردن زیرساخت و منابع لازم برای اجرای مؤثر فعالیتهای اصلی را دارند. این بخشها بدون ارتباط مستقیم با مشتری، کیفیت و کارایی کل زنجیره را تضمین میکنند.
1- زیرساخت سازمان
زیرساخت سازمان شامل سیستمها، فرآیندهای مدیریتی، مالی و برنامهریزی است که چارچوب تصمیمگیری و اجرای فعالیتها را مشخص میکند. زیرساخت قوی باعث هماهنگی فعالیتها و افزایش کارایی کل سازمان میشود.
2- مدیریت منابع انسانی
مدیریت منابع انسانی مسئول جذب، آموزش، توسعه و نگهداشت کارکنان است. کیفیت کارکنان و سطح مهارت آنها تأثیر مستقیم روی عملیات، خدمات و تعامل با مشتری دارد.
3- توسعه فناوری
توسعه فناوری شامل ابزارها و سیستمهایی است که کارایی و کیفیت فعالیتهای اصلی را افزایش میدهند. فناوری مناسب باعث کاهش هزینه، افزایش سرعت و بهبود تجربه مشتری میشود.
4- تدارکات
تدارکات مسئول تأمین منابع با کیفیت و هزینه بهینه است. این بخش از لجستیک ورودی پشتیبانی میکند و تضمین میکند که مواد و منابع در زمان مناسب و با قیمت مناسب در اختیار عملیات قرار گیرند.
آموزش ترسیم زنجیره ارزش پورتر
ترسیم زنجیره ارزش پورتر یک فرآیند گامبهگام است که به سازمان امکان میدهد تمام فعالیتها را از ابتدای تأمین منابع تا خدمات پس از فروش به صورت یک جریان منسجم بررسی کند و مشخص کند هر فعالیت چقدر ارزش واقعی برای مشتری ایجاد میکند.
این فرآیند کمک میکند سازمان بفهمد کدام بخشها بهینهاند، کدام ضعیف و کدام فعالیتها پشتیبانیکنندهاند.
1- مراحل شناسایی فعالیتها در زنجیره ارزش
اولین گام، فهرستکردن تمامی فعالیتهای سازمان است. ابتدا فعالیتهای اصلی مانند لجستیک ورودی، عملیات، لجستیک خروجی، بازاریابی و فروش و خدمات پس از فروش شناسایی میشوند و مشخص میکنیم هر فعالیت چه ورودیهایی دارد، چه خروجیهایی تولید میکند و چه تاثیری روی تجربه مشتری دارد.
همزمان فعالیتهای پشتیبان شامل زیرساخت سازمان، مدیریت منابع انسانی، توسعه فناوری و تدارکات نیز فهرست میشوند تا حمایت از فعالیتهای اصلی مشخص شود.
این مرحله مسیر جریان ارزش را روشن میکند و زمینه را برای تفکیک و تحلیل فراهم میکند.
2- تفکیک فعالیتها بر اساس جریان خلق ارزش
پس از شناسایی، فعالیتها را بر اساس نقش آنها در خلق ارزش برای مشتری مرتب میکنیم. فعالیتهای اصلی نشان میدهند محصول یا خدمت چگونه ساخته و به مشتری منتقل میشود و فعالیتهای پشتیبان منابع و زیرساخت لازم را فراهم میکنند تا این فرآیند بدون مشکل انجام شود.
این تفکیک به ما کمک میکند ارتباط بین فعالیتها را به وضوح ببینیم و مشخص شود هر فعالیت چگونه به فعالیت بعدی وابسته است و جریان ارزش چگونه شکل میگیرد.
3- تشخیص نقاط تماس با مشتری
در ادامه، باید همه نقاطی که مشتری با سازمان تعامل دارد یا محصول/خدمت را تجربه میکند شناسایی شوند. این نقاط تماس فقط فروش یا خدمات پس از فروش نیستند؛ شامل کیفیت محصول، زمان تحویل، تبلیغات و هر تعامل مستقیم یا غیرمستقیم مشتری با سازمان میشود.
این مرحله باعث میشود هر فعالیت اصلی و پشتیبان با تجربه واقعی مشتری مرتبط شود و سازمان بتواند نقاط قوت و ضعف در خلق ارزش را شناسایی کند.
4- ترسیم زنجیره ارزش پورتر برای یک سازمان
بعد از شناسایی و تفکیک فعالیتها، فرآیند ترسیم شروع میشود:
- یک نمودار افقی رسم میکنیم که فعالیتهای اصلی را از لجستیک ورودی تا خدمات پس از فروش نشان میدهد.
- فعالیتهای پشتیبان مانند زیرساخت، منابع انسانی، فناوری و تدارکات را بهصورت لایهای بالای فعالیتهای اصلی اضافه میکنیم تا نشان داده شود این بخشها جریان ارزش را پشتیبانی میکنند.
- ارتباطات و وابستگیها بین فعالیتها مشخص میشوند؛ یعنی هر ورودی و خروجی که فعالیت بعدی را تحت تأثیر میگذارد باید نمایش داده شود.
- در آخر، نمودار باید یک جریان پیوسته از منابع اولیه تا تجربه مشتری را نشان دهد.
این روش باعث میشود سازمان نه تنها فعالیتها را ببیند، بلکه وابستگیها و مسیر خلق ارزش را درک کند.
5- ترسیم زنجیره ارزش واقعی در مقابل زنجیره ارزش ایدهآل
مرحله آخر، مقایسه وضعیت فعلی با وضعیت هدف است. زنجیره ارزش واقعی نشان میدهد فعالیتها چگونه در عمل اجرا میشوند و کجاها خطا، تأخیر یا ناکارآمدی وجود دارد. زنجیره ارزش ایدهآل وضعیت بهینهای را نشان میدهد که فعالیتها هماهنگ و کارآمد هستند و بیشترین ارزش برای مشتری ایجاد میکنند.
مقایسه این دو نمودار فاصله بین وضعیت فعلی و هدف را مشخص میکند و به سازمان مسیر اصلاح، اولویتبندی فعالیتها و بهبود جریان خلق ارزش را نشان میدهد.
تحلیل زنجیره ارزش پورتر
تحلیل زنجیره ارزش مرحلهای است که سازمان میتواند فعالیتهای خود را از نظر ارزشآفرینی برای مشتری بررسی و ارزیابی کند. هدف اصلی شناسایی فعالیتهایی است که بیشترین ارزش را ایجاد میکنند و همچنین فعالیتهایی که هزینه ایجاد میکنند بدون اینکه ارزش قابل توجهی تولید کنند.
تحلیل درست باعث میشود منابع سازمان به فعالیتهای ارزشآفرین هدایت شوند و مزیت رقابتی پایدار ایجاد شود.
1- تشخیص فعالیت های ارزش آفرین و ارزش سوز
در این مرحله، هر فعالیت در زنجیره ارزش بررسی میشود تا مشخص شود چه مقدار ارزش برای مشتری ایجاد میکند و چه مقدار هزینه دارد. فعالیتهای ارزشآفرین آنهایی هستند که کیفیت محصول، تجربه مشتری، سرعت تحویل یا مزیت رقابتی را افزایش میدهند. فعالیتهای ارزشسوز هزینه تولید میکنند یا منابع مصرف میکنند اما تاثیری بر ارزش نهایی ندارند و باید بهبود، حذف یا بازطراحی شوند.
2- معیارهای تشخیص ارزش در فعالیت های سازمان
برای تشخیص ارزش واقعی، باید معیارهای مشخصی داشته باشیم. این معیارها شامل تأثیر روی تجربه مشتری، سهم در کاهش هزینهها، بهبود کیفیت، سرعت یا نوآوری محصول و نقش در حفظ یا جذب مشتریان هستند. هر فعالیتی که این معیارها را تأمین کند، ارزشآفرین محسوب میشود و هر فعالیتی که این اثر را ندارد، ارزشسوز است.
3- تحلیل هزینه در برابر ارزش ایجاد شده
گام بعدی تحلیل، مقایسه مستقیم هزینه انجام هر فعالیت با ارزش تولیدشده است. این مقایسه نشان میدهد کدام فعالیتها کارایی کافی دارند و کدامها نیاز به اصلاح یا حذف دارند. به عبارت دیگر، سازمان میتواند منابع محدود خود را روی فعالیتهایی سرمایهگذاری کند که بیشترین بازده ارزش برای مشتری و کسبوکار دارند.
خطاهای رایج در تحلیل زنجیره ارزش
تحلیل زنجیره ارزش معمولاً با چند اشتباه رایج همراه است که نتیجه را مخدوش میکند:
تمرکز بر واحدها به جای فعالیتها به این صورت که گاهی سازمانها فقط به واحدهای سازمانی نگاه میکنند و فعالیتهای واقعی داخل هر واحد را بررسی نمیکنند. این باعث میشود تصویر واقعی ارزش ایجادشده و هزینهها پنهان بماند.
و تحلیل بدون داده و شواهد، برخی تحلیلها بر اساس حدس و تجربه شخصی انجام میشود و دادههای واقعی هزینه، زمان و بازخورد مشتری را در نظر نمیگیرند. این روش منجر به تصمیمگیری اشتباه و هدایت منابع به فعالیتهای غیراثربخش میشود.
زنجیره ارزش پورتر در انواع کسب و کار
زنجیره ارزش پورتر یک چارچوب قابل اجرا برای انواع کسبوکار است، اما نحوه پیادهسازی آن بسته به نوع سازمان متفاوت است. در کسبوکارهای تولیدی، خدماتی و دیجیتال، تمرکز روی فعالیتها و نقاط ارزشآفرین متفاوت است و نحوه ارتباط فعالیتها با مشتری و بازار تغییر میکند.
زنجیره ارزش پورتر در کسبوکارهای تولیدی
در کسبوکارهای تولیدی، زنجیره ارزش معمولاً بر تولید و تحویل محصول فیزیکی متمرکز است. فعالیتهای اصلی شامل لجستیک ورودی، عملیات تولید، لجستیک خروجی، بازاریابی و فروش و خدمات پس از فروش هستند و هر مرحله مستقیماً روی کیفیت محصول، هزینه تولید و زمان تحویل اثر دارد.
فعالیتهای پشتیبان مانند تدارکات، توسعه فناوری و مدیریت منابع انسانی نقش تقویتکننده دارند و به بهینهسازی عملیات و کاهش هزینه کمک میکنند. در تولید، تمرکز روی کاهش ضایعات، بهینهسازی زمان تولید و کنترل کیفیت است تا محصول نهایی حداکثر ارزش را برای مشتری ایجاد کند.
زنجیره ارزش پورتر در کسبوکارهای خدماتی
در کسبوکارهای خدماتی، ارزش عمدتاً از تجربه مشتری و کیفیت خدمات ارائهشده ناشی میشود. فعالیتهای اصلی شامل تحویل خدمت، مدیریت ارتباط با مشتری، بازاریابی و فروش و پشتیبانی خدمات پس از ارائه هستند.
لجستیک ورودی و خروجی فیزیکی نقش کمتری دارند، اما مدیریت اطلاعات و هماهنگی کارکنان اهمیت بیشتری پیدا میکند. در این نوع کسبوکار، تمرکز بر سرعت، دقت، کیفیت تعامل و رضایت مشتری است و فعالیتهای پشتیبان باید این تجربه را پشتیبانی کنند.
نقش تجربه مشتری در زنجیره ارزش خدمات
تجربه مشتری محور اصلی ارزش در خدمات است. هر فعالیت که تجربه مشتری را بهبود دهد، ارزشآفرین محسوب میشود. خدمات پس از فروش، تعامل مستقیم کارکنان و پاسخگویی به نیاز مشتری همگی در افزایش ارزش نقش دارند. هر نقص یا تأخیر در این جریان، ارزش خلقشده را کاهش میدهد و میتواند باعث ریزش مشتری شود.
زنجیره ارزش پورتر در کسبوکارهای دیجیتال
کسبوکارهای دیجیتال مانند نرم افزار، پلتفرمها یا خدمات آنلاین، زنجیره ارزش خود را با تمرکز بر داده، فناوری و تعامل دیجیتال با مشتری طراحی میکنند. فعالیتهای اصلی شامل توسعه و ارائه محصول دیجیتال، مدیریت تجربه کاربری، بازاریابی آنلاین و پشتیبانی دیجیتال هستند. لجستیک فیزیکی حذف شده یا به حداقل رسیده و جریان ارزش بر اطلاعات، سرعت و قابلیت دسترسی تمرکز دارد.
ارتباط زنجیره ارزش پورتر با استراتژی رقابتی
زنجیره ارزش پورتر به سازمانها کمک میکند فعالیتها و فرآیندهای خود را بهگونهای مدیریت کنند که مزیت رقابتی ایجاد شود. تحلیل دقیق جریان خلق ارزش مشخص میکند کدام فعالیتها میتوانند هزینهها را کاهش دهند، کدام فعالیتها قابلیت تمایز دارند و کدام بخشها باید متمرکز شوند.
با شناسایی و بهینهسازی این فعالیتها، سازمان میتواند استراتژی رقابتی خود را با واقعیت عملیات همراستا کند و تصمیمهای عملیاتی و سرمایهگذاری را بر اساس دادهها و ارزش واقعی پایهگذاری کند.
نقش زنجیره ارزش در ایجاد مزیت رقابتی
مزیت رقابتی وقتی ایجاد میشود که فعالیتهای زنجیره ارزش بهصورت هماهنگ با استراتژی سازمان بهینهسازی شوند. فعالیتهایی که ارزش بیشتری برای مشتری تولید میکنند و فعالیتهایی که هزینه بیهوده ایجاد میکنند، شناسایی میشوند.
این هماهنگی باعث میشود سازمان منابع خود را روی فعالیتهای ارزشآفرین متمرکز کند و مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند.
استراتژیهای رقابتی و ارتباط آنها با زنجیره ارزش
- استراتژی رهبری هزینه: در این استراتژی، تمرکز سازمان روی کاهش هزینه در کل زنجیره ارزش است. لجستیک ورودی، عملیات و لجستیک خروجی بهینهسازی میشوند تا هزینه تولید و ارائه محصول یا خدمت به حداقل برسد. زنجیره ارزش ابزار عملیاتی است که نشان میدهد کدام فعالیتها باید ساده یا خودکار شوند و کدام بخشها بیشترین تأثیر روی کاهش هزینه دارند.
- استراتژی تمایز: در استراتژی تمایز، هدف ایجاد ارزش افزوده برای مشتری است. تمرکز بر فعالیتهایی است که کیفیت، تجربه مشتری یا ویژگیهای متمایز محصول را افزایش میدهند. زنجیره ارزش نشان میدهد کدام بخشها فرصت ایجاد تمایز دارند و چگونه فعالیتهای اصلی و پشتیبان باید هماهنگ شوند تا مزیت رقابتی از طریق تمایز محقق شود.
- استراتژی تمرکز: استراتژی تمرکز روی یک بخش خاص از بازار یا مشتری خاص متمرکز است. زنجیره ارزش کمک میکند فعالیتها و منابع روی نیازهای دقیق این بخش بازار هماهنگ شوند و از پراکندگی منابع جلوگیری شود.
زنجیره ارزش پورتر بهعنوان ابزار تصمیمسازی مدیریتی
زنجیره ارزش فقط برای تحلیل نیست؛ یک ابزار تصمیمگیری عملیاتی است که مدیران میتوانند از آن در زمینههای مختلف استفاده کنند:
| کاربرد زنجیره ارزش در سرمایه گذاری | با تحلیل فعالیتها، مدیران میتوانند تصمیم بگیرند کدام بخشها نیاز به سرمایهگذاری برای افزایش ارزش دارند و کدام بخشها بهینه هستند و نیاز به سرمایه اضافی ندارند. |
| کاربرد زنجیره ارزش در برون سپاری | زنجیره ارزش مشخص میکند کدام فعالیتها ارزش اصلی ایجاد میکنند و کدامها میتوانند با برونسپاری به کاهش هزینه یا افزایش کارایی کمک کنند. |
| کاربرد زنجیره ارزش در قیمت گذاری | با شناسایی فعالیتهایی که بیشترین ارزش برای مشتری ایجاد میکنند، سازمان میتواند قیمتگذاری را بر اساس ارزش واقعی محصول یا خدمت انجام دهد و مزیت رقابتی خود را حفظ کند. |
| کاربرد زنجیره ارزش در توسعه محصول | زنجیره ارزش به سازمان نشان میدهد کدام فعالیتها و فرآیندها میتوانند نوآوری یا ویژگیهای جدید ایجاد کنند تا محصول یا خدمت مزیت رقابتی پیدا کند و نیازهای بازار را بهتر برآورده کند. |
اشتباهات رایج در آموزش و اجرای زنجیره ارزش پورتر
اجرای زنجیره ارزش در سازمان معمولاً با چند اشتباه رایج مواجه است:
- تمرکز روی واحدها به جای فعالیتها و جریان واقعی ارزش، که باعث میشود تصویر کل سازمان ناقص باشد.
- تحلیل بدون داده و شواهد واقعی، که تصمیمها را بر اساس حدس و تجربه شخصی شکل میدهد.
- آموزش سطحی یا ناقص کارکنان، که مانع از درک درست فعالیتهای ارزشآفرین میشود.
- نادیده گرفتن فعالیتهای پشتیبان، که کارایی و کیفیت زنجیره ارزش را کاهش میدهد.
- شناخت این اشتباهات، اولین قدم برای ارتقای بلوغ زنجیره ارزش است.
زنجیره ارزش پورتر با اجرای نرم افزار CRM
شعار ما در مجله کسب و کار پارس ویتایگر، کمک به رشد و ارتقا با ارائه محتوای مفید درباره کسب و کار ها است. برای این منظور از منابع معتبر خارجی که در حوزه تکنولوژی و سازمانی، فعال هستند برای تولید محتوا و ارائه آن به شما کاربران محترم استفاده میکنیم
۵ حوزه ی اصلی وجود دارد:
تدارکات (لجستیک) ورودی
تدارکات ورودی به مراحل دریافت، ذخیرهسازی، انبارداری، کنترل، توزیع، حمل و نقل و برنامهریزی ورودیهای لازم (مثلاً مواد اولیه) برای تولید محصولات اطلاق می شود. درقسمت اتوماسیون سامانه انبارداری نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری، بخش های انبارداری و تامین کنندگان در راستای کنترل و سفارش مواد اولیه و ورودی های ابتدایی استفاده می شوند.
شما حتی می توانید نرم افزار را به گونه ای تنظیم کنید که اگر تعداد موجودی انبار از عدد خاصی کمتر شد، پیامک درخواست خریدی برای تامین کننده ی مربوطه ارسال شود. با هر فاکتور که در بخش فروش صادر می کنید، تعداد اقلام فاکتور شده به طور خودکار از انبار کم می شود و شما می توانید سفارش موارد اولیه یا محصول ابتدایی را نیز به صورت خودکار انجام داده، و پیامک و ایمیلی با مشخصات سفارش جدید برای مدیر تولید و مدیر انبار نیز ارسال شود. یعنی کل فرآیند در این زمینه به طور خودکار یکپارچه سازی می شود.
عملیات
مرحله ایست شامل تمام اقداماتی که از دریافت تا ذخیره و توزیع در تبدیل ورودیها و مواد خام و اولیه به محصول نهایی انجام می شوند.
این مرحله در فرآیند تولید محصول است و نرم افزار CRM مشتری محور است، نه تولید محور. با این وجود، شما می توانید بازخوردها و پیشنهادهای مشتریان را گرفته، در CRM ثبت کنید و با بررسی و تحلیل آنها تغییرات لازم را در تولید به وجود آورید.
تدارکات (لجستیک) خروجی
فعالیتهایی که برای انتقال محصول نهایی تولید شده به مشتری انجام میشود؛ مانند انبار کردن کالای تولید شده، تکمیل سفارش، حمل و نقل و توزیع نهایی محصول برای رساندن آن به دست مشتری.
مجددا، بخش انبارداری نرم افزار CRM می تواند به شما کمک کند تا زمان زیادی را با خودکارسازی برخی فرآیندها صرفه جویی کنید. شما می توانید سفاش های فروش (سندهای داخلی که در راستای فروش یک محصول ثبت می شوند) و سفارش های خرید (که برای خرید محصولات از تامین کنندگان استفاده می شود) را در سیستم ثبت کرده، و روش های توزیع را در فاکتورها مشخص کنید.
دیگران در پارس ویتایگر خوانده اند: مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) چیست؟
بازاریابی و فروش
هر آنچه در راستای آگاه سازی مشتری های احتمالی از محصول تا فروش و مدیریت ارتباط با مشتری انجام گیرد در این بخش تعریف می شود. و احتمالا بیشترین کاربرد شناخته شده ی نرم افزار CRM در همین بخش است. از ثبت اطلاعات مشتریان گرفته تا تحلیل کانال های بازاریابی و سپس پیگیری های فروش، همگی با استفاده از نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری انجام می گیرد.
خدمات پس از فروش
فعالیتهایی که ارزش محصول را برای مشتری افزایش میدهد مانند نصب و راهاندازی محصولات، آموزش روش استفاده از آن ها و تامین قطعات یدکی، تعمیر و سرویس محصولات.
همان طور که در ابتدای مقاله اشاره شد، شما می توانید از نرم افزار CRM به عنوان یک نرم افزار پشتیبانی و خدمات مشتری نیز استفاده کنید. متصل کردن نرم افزار با پورتال مشترکین کیفیت خدمات مشتری شما را دو چندان می کند. چرا که تعامل با مشتری دو طرفه شده و مشتری امکان دسترسی به لیستی از تمام محصولات خریداری شده، فاکتور ها، سفارش ها و ارتباط با بخش پشتیبانی را خواهد داشت.
سوالات متداول درباره زنجیره ارزش پورتر
ارزش پورتر چیست؟
ارزش پورتر به معنای مجموع مزیتهای اقتصادی و رقابتی است که سازمان از طریق خلق ارزش برای مشتری ایجاد میکند. مفهوم ارزش پورتر پایهای برای تحلیل زنجیره ارزش است و نشان میدهد سازمان چگونه میتواند فعالیتهای خود را بهینه کند تا هزینهها کاهش و تمایز محصول یا خدمت افزایش یابد.
زنجیره ارزش پورتر چیست؟
زنجیره ارزش پورتر چارچوبی تحلیلی است که تمام فعالیتهای سازمان را به مجموعهای از مراحل مرتبط تقسیم میکند تا نشان دهد چگونه هر فعالیت به خلق ارزش برای مشتری و ایجاد مزیت رقابتی کمک میکند. این زنجیره فعالیتها را به دو دسته اصلی (فعالیتهای اصلی) و پشتیبان تقسیم میکند و جریان ارزش را در سازمان شفاف میسازد.
مدل زنجیره ارزش پورتر چیست؟
مدل زنجیره ارزش پورتر یک ابزار مدیریتی و تحلیلی است که فعالیتهای سازمان را به صورت منسجم نمایش میدهد و نقاطی که بیشترین ارزش یا هزینه ایجاد میکنند، مشخص میکند. با استفاده از این مدل، مدیران میتوانند فعالیتهای ارزشآفرین را تقویت و فعالیتهای ارزشسوز را اصلاح یا حذف کنند.
تحلیل زنجیره ارزش پورتر چگونه انجام میشود؟
تحلیل زنجیره ارزش پورتر شامل شناسایی فعالیتهای اصلی و پشتیبان، بررسی هزینهها و ارزش ایجادشده در هر فعالیت، و تعیین نقاط بهبود و تمایز است. با این تحلیل میتوان جریان خلق ارزش سازمان را بهبود داد و مزیت رقابتی پایدار ایجاد کرد.
تقسیمبندی فرایندها بر مبنای مدل زنجیره ارزش پورتر چگونه است؟
فعالیتهای سازمان بر اساس مدل زنجیره ارزش پورتر به دو دسته تقسیم میشوند:
- فعالیتهای اصلی: شامل لجستیک ورودی، عملیات، لجستیک خروجی، بازاریابی و فروش و خدمات پس از فروش.
- فعالیتهای پشتیبان: شامل زیرساخت سازمان، مدیریت منابع انسانی، توسعه فناوری و تدارکات.
این تفکیک کمک میکند جریان ارزش روشن شود و ارتباط فعالیتها با خلق ارزش مشخص گردد.
تعریف زنجیره ارزش پورتر چیست؟
تعریف تخصصی: زنجیره ارزش پورتر چارچوبی است که فعالیتهای سازمان را از ابتدای تأمین منابع تا ارائه محصول یا خدمت و خدمات پس از فروش تحلیل میکند تا نقاط خلق ارزش و فرصتهای بهبود شناسایی شوند. هدف این چارچوب، کاهش هزینه، افزایش تمایز و ایجاد مزیت رقابتی پایدار است.
کتاب برای زنجیره ارزش پورتر چه نام دارد؟
Competitive Strategy: Techniques for Analyzing Industries and Competitors — مایکل ای. پورتر (Michael E. Porter)
این اثر کلاسیک و بنیادین پورتر است که چارچوب تحلیل استراتژی و رقابت را معرفی میکند و شامل بحث درباره زنجیره ارزش نیز هست؛ این کتاب یکی از منابع اصلی برای درک ساختار تحلیل فعالیتها و خلق مزیت رقابتی است.
Competitive Advantage: Creating and Sustaining Superior Performance — مایکل ای. پورتر (Michael E. Porter)
در این کتاب پورتر برای نخستین بار مدل زنجیره ارزش را بهطور رسمی معرفی کرد و نقش آن را در ایجاد مزیت رقابتی تبیین نمود؛ منبعی کلیدی برای درک عمیق این مفهوم.
چرا زنجیره ارزش پورتر برای کسبوکارها اهمیت دارد؟
زیرا این مدل تصویر واضحی از جریان خلق ارزش در سازمان ارائه میدهد، نقاط ضعف و فرصتها را شناسایی میکند و تصمیمگیریهای استراتژیک مثل سرمایهگذاری، برونسپاری، توسعه محصول و قیمتگذاری را هدایت میکند.
تفاوت مدل زنجیره ارزش پورتر با فرآیندهای معمول سازمانی چیست؟
در حالی که فرآیندهای معمول سازمانی معمولاً بر فعالیتهای داخلی یا واحدها متمرکز هستند، مدل زنجیره ارزش پورتر روی جریان ارزش برای مشتری و ارتباط بین فعالیتها تمرکز دارد و به مدیران کمک میکند فعالیتها را بر اساس ارزش واقعی و مزیت رقابتی ارزیابی کنند.

